نارسیس رایانه

نبرد های ماندگار| بهترین بازی های جنگ جهانی دوم(قسمت دوم)

 

کسی که میخواهد زنده بماند باید مبارزه کند و کسی که دست از مبارزه بردارد آن هم در جهانی که هستی آن وابسته به مبارزه کردن است لایق زنده ماندن نیست.      

آدولف هیتلر

                                                                           Medal Of Honor:Allied Assault

 

شماره ی نخست مجموعه ی “مدال افتخار” با نظارت و داستانی از استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۹۹ منتشر شد. موفقیت استودیوی Dream Works باعث شد تا یک سال بعد یک قسمت دیگر از بازی هم برای پلی استیشن منشر شود. تجربیات استیون اسپیلبرگ و نوآوری های بازی با توجه به محدودیت های کنسولی باعث شد تا هر دو قسنت از بازی با استقبال مواجه شوند. اما بزرگترین موفقیت این مجموعه و یکی از خاطره انگیز ترین سفر های بازیبازان به میدان های جنگ جهانی دوم با “مدال افتخار:یورش یکپارچه” رقم خورد. بازی ای که برای بسیاری از افراد یادآور صحنه های “نجات سرباز رایان” و نبوغ سینمایی یک کارگردان کهنه کار بود. یورش یکپارچه اولین بازی از مجموعه ی مدال افتخار بود که برای رایانه های شخصی منتشر می شد و تنها شماره از این مجموعه بود که برایش بسته های الحاقی نیز آماده شد. بازی داستان ستوان مایک پاول را در میان ماموریت های مهمی چون حمله به مواضع آلمانی ها در الجزایر و نروژ، نبرد معروف و خونین ساحل اوماها و آزاد کردن فرماندهان در فرانسه ی اشغال شده را روایت می کرد. نبرد ساحل اوماها شباهت فراوانی به سکانس مشابه در شاهکار “نجات سرباز رایان” داشت و رد پای سینما و فیلم های جنگی در تمام بازی دیده می شد. البته این موضوع کاملا عمدی بود و سازندگان بار ها از صحنه های نجات سرباز رایان یا فیلم های جنگی دیگر برای طراحی بازیشان استفاده کرده بودند. یورش یکپارچه در سال ۲۰۰۲ یک پیشرفت قابل توجه در بازی های اول شخص و صنعت بازی سازی برروی رایانه های شخصی به حساب می آمد. بازی با موتور Quake III Arena ساخته شده بود و خود سازنده ها امکاناتی را که نیاز داشتند به آن اضافه کرده بودند. بازی گرافیک بی نظیری داشت و با توجه به استودیو های مجهز الکترونیک آرتز از صداگذاری با کیفیتی نیز بهره می برد. یورش یکپارچه در مقایسه با دیگر بازی های این سبک سراغ تعداد زیادی اسلحه نرفته بود و در عوض اعداد کم اسلحه هایش را خوش دست و با کیفیت طراحی کرده بود. اما نکته ی مهم بازی این بود که برای اولین بار بدون نیاز به میان پرده می توانستید در بطن جنگ ها و اتفاقات باشید. سناریو های هر ماموریت به خوبی تنظیم شده بودند و از ابتدا تا انتها شما را درگیر می کردند. اوج لذت بازی هم زمانی بود که می توانستید در کنار گروه کوچکی از سربازان بجنگید و پیشروی کنید. “مدال افتخار: یورش یکپارچه” از آن دست بازی هایی است که بررسی بازی های جنگ جهانی بدون آن ممکن نیست.

 

 

games_cover2_712

 

 

Medal-of-Honor-Allied-Assault-PC

 

 

 

مرگ یک نفر تراژدی است، مرگ یک میلیون نفر آمار.

ژوزف استالین

 

                                                                                      Hearts of Iron

 

در زبان انگلیسی برای توصیف سبک بازی هایی مانند “قلب های آهن” از “استراتژی عظیم” (Grand Strategy) استفاده می کنند. تمرکز این سبک بیشتر بر یک دوره ی طولانی از جنگ ها است که مدیریت منابع و امکانات حرف اول را در پیروزی می زند. معمولا میدان های نبرد در این بازی ها با جزئیات گرافیکی یا نشان دادن تک تک واحد ها همراه نیست و بیشتر با مدیریت و آمار و ارقام طرف هستید. اگر تا به حال سراغ چنین بازی هایی نرفته اید، برای درک بیشتر کافی است یک اتاق جنگ و میز های مشهوری را که برای مدیریت واحد ها استفاده می شود تصور کنید. شماره ی اول از مجموعه ی “قلب های آهن” یکی از بهترین بازی هایی است که در این سبک ساخته شده است و سرنوشت یکی از ملت های درگیر جنگ را بین سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۸ در اختیارتان می گذارد. نکته ی قابل توجه این است که بازی شما را محدود نکرده بود و برای طرفداری از جناح مورد علاقه تان کاملا آزاد بودید و در صورت تمایل می توانستید به عنوان یک کشور مستقل و آزاد هم به کارتان ادامه دهید. با هرکدام از ملت ها و کشور ها که بازی می کردید، باید آنقدر بر جزئیات و چیز های مختلف نظارت می کردید تا بتوانید در بحران جنگ جهانی دوام بیاورید. درخت فناوری بازی به ۱۴ شاخه تقسیم شده بود و بخش هایی مثل دانش نظامی و صنعتی را شامل می شد. به علاوه کلی امکانات و دانش دیگر نیز وجود داشت که باید در بخش تحقیق و توسعه به آن ها دست پیدا می کردید. از طرفی باید حسابی به بخش اقتصادی تان هم توجه می کردید. بخش اقتصادی برمنابع مختلفی مثل زغال سنگ، فولاد و نفت استوار بود و مدیریت شان بر خط تولید واحد ها و نیرو ها و اوضاع کشورتان تاثیر فراوانی داشت. البته جابه جایی و دخالت بر نیرو ها هم اصلا راحت نبود و چیز هایی مثل ناهمواری های زمین یا اوضاع بد آب و هوایی بر میدان نبرد تاثیر گذار بودند. یاد آوری این نکته ی ساده هم بد نیست که برای لذت بردن از چنین بازی های بیش از هر چیز به صبر احتیاج دارید و اگر حوصله ی دقت در جزئیات را ندارید باید همان اول بازی را رها کنید. البته با توجه به نوع بازی و تصمیم هایتان هم شاهد تاریخ متفاوتی نسبت به واقعیت بودید. همین نکته ی به ظاهر ساده باعث شده بود تا به نقش تان در بازی ایمان داشته باشید و برای رسیدن به هدف و تغیید تاریخ به نفع خودتان تلاش کنید. با اینکه مدت زیاددی از شماره ی سوم می گذرد (۲۰۰۹) اما سازنده ها ساخت شماره ی جدید بازی را نیز تایید کرده اند.

 

hearts-of-iron-3-01-artwosrk

 

HeartsofIronIII_TheirFinestHsour_Screen_6

 

 

همیشه دم از صلح بزن اما آماده ی جنگ باش.

ناپلئون بناپارت

 

                                                                                              Battlefield 1942

 

 

خدا می داند اگر الکترونیک آرتز این روز ها مجموعه ی “میدان نبرد” را نداشت چظور می تواند سرش را در کنفراس هایش بالا بگیرد. این مجموعه ی دوست داشتنی که رقابتی تنگاتنگ با مجموعه ی ندای وظیفه دارد کارش را از سال ۲۰۰۲ و یک بخش چند نفره ی بی نظیر آغاز کرد که در میان بازی های رایانه ای بی سابقه بود. آن موقع دیگر خبری از “فراست بایت” و بافت های تخریب پذیر نبود اما به تصویر کشیدن یک میدان نبرد عظیم با انواع واحد های نظامی هم از عهده ی هر استودیویی بر نمی آمد. با اینکه می توانستید در مقابل هوش مصنوعی هم بازی کنید اما تجربه ی واقعی “میدان نبرد ۱۹۴۲” در مقابل بازیکنان حقیقی معنا پیدا می کرد. بی جهت نیست که شماره ی نخست میدان نبرد را یکی از دلایل محبوبیت و همه گیر شدن بخش آنلاین و چند نفره در بازی ها می دانند. بازی نقشه های متنوعی داشت که هر کدام مربوط به یکی از جنگ ها و موقعیت های مشهور جنگ جهانی دوم بودند. بسته به اینکه قصه ی پس زمینه ی هر نقشه هم چه چیزی باشد، با نیرو ها و تجهیزات مختلفی طرف بودید. مثلا در نقشه ی “جزیره ی ویک”، ژاپنی ها در برابر نیرو های آمریکایی قرار داشتند و در یک نقشه ی دیگر ارتش انگلیسی  در مقابل ارتش آلمانی مقاومت می کردند. این تنوع در کنار سناریو های مختلف باعث شده بود تا هر بار که بازی را آغاز می کنید با چینش متفاوتی از اتفاق ها رو به رو باشید که لذت درگیری در میدان نبرد را دو چندان می کردند. بازی کلاس های مختلفی داشت که هر کدام ضعف ها و قدرت های خاص خود را داشتند. با این وجود یکی از ویژگی های میدان نبرد که در شماره های امروزی اش هم دیده می شود استفاده از وسایل نقلیه ی مختلف در نقشه های بزرگ بازی بود. بمب افکن های سریع، راندن جیپ ها و تانک ها و کمک گرفتن از ضد هوایی ها تنها بخشی از تجهیزاتی بودند که می توانستید در میانه ی نبرد از آن ها استفاده کنید. میدان نبرد ۱۹۴۲ تاکید زیادی بر بازی گروهی و هم کاری چند نفره داشت. دیگر از بین بردن حریف اهمیت چندانی نداشت، بلکه برای بقا در نقشه مجبور بودید تا موقعیت های خاصی را در نقشه حفظ کنید و آن ها را از سقوط نجات دهید. با در دست داشتن این نقاط می توانستید نیرو هایتان را تقویت کنید یا آنجا را به مرکزی برای احیای وسایل نقلیه یا افرادتان تبدیل کنید. میدان نبرد ۱۹۴۲ توانست جایزه های بسیاری را ازآن خود کند و بار ها به عنوان یکی از بازی های پیشرو در رایانه های شخصی شناخته شود. مطمئن باشید بخشی از موفقیت های بازی های آنلاین امروزی و وجود امکان همکاری آنلاین در بخش داستانی بازی ها مدیون میدان نبرد ۱۹۴۲ و نوآوری های آن است.

 

bf1942-covecr

 

 

battlefield1942secretweaponsofdworldwarii2

 

 

جنگ چنان بی عدالتی ای است که همه ی آنهایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.

لئو نیکولایویچ تولستوی

 

                                                                                                 The Saboteur

 

ساخت یک بازی محیط باز با الهام از ماجرا های جنگ جهانی دوم ایده ی جاه طلبانه ای به نظر می رسد. “خرابکار” ماجرای “شان دولین”(Sean Devlin) در فرانسه ی اشغال شده و پیوستنش به گروه های مقاومت فرانسوی برای پیروزی را روایت می کرد. شان یک راننده ی فرانسوی بود که در مسابقات مختلفی شرکت می کرد. اما در یکی از مسابقات در مقابل یکی از فرماندهان نازی قرار می گیرد و با نامردی او شانس بردن مسابقه را از دست می دهد. شان که به دنبال انتقام است با یکی از دوستانش همراه می شود تا انتقام خودش را از این فرمانده ی نازی بگیرد. اما این موضوع تنها جرقه ی کوچکی برای باز شدن چشمان شان و پیوستن به گروه های مقاومت فرانوسوی است. بازی داستان خوبی دارد که بیش از همه مدیون فرانسه و حال و هوای خاص آن است. “خرابکار” بازی متوسطی بود که در سال ۲۰۰۹ حرف چندانی برای گفتن نداشت. اما از معدود مشکلات گیم پلی و فنی بازی که بگذرید تازه به لایه ی اصلب و یک روایت شخصی از پاریس اشغال شده و درگیر جنگ خواهید رسید. سبک گرافیکی خاص بازی مهمترین ویژگی خرابکار است که هنوز هم نمی توانید مشابه آن را پیدا کنید. رنگ عنصر کلیدی گیم پلی است و بازی در بخش هایی از نقشه که توسط آلمانی ها کنترل می شوند به رنگ سیاه و سفید در می آید. اما خون، روشنایی های شهر و نشان های آبی گروه های مقاومت همچنان به رنگ خودشان هستند و این موضوع تضاد زیبا و چشم گیری را به گرافیک بخشیده بود. با انجام ماموریت های مختلف و ضعیف شدن دشمنان در مناطق سیاه و سفید، دوباره شاهد رنگی شدن نقشه و پر رنگ شدن نقش مردم خواهید بود. البته رنگ ها معنی و مفهوم دیگری هم داشتند که کاملا بر گیم پلی و مکانیک های آن تاثیر گذار بودند. مثلا در قسمت های سیاه و سفید نقشه باید با مخفی کاری و حوصله پیش می رفتید تا توسط سرباز ها شناسایی نشوید. اما در زمانی که در یک منطقه ی رنگی حضور داشتید می توانستید روی مردم اطراف و گروه های مقاومت حساب کنید تا از درگیری نجات پیدا کنید. “خرابکار” به عنوان یک بازی محیط باز مشکلات فراوانی داشت و بعد از رنگی شدن تصویر به هیچ وجه با گرافیک خوبی مواجه نمی شدید. کنترل “شان” و انیمیشن هایش هم در مقایسه با بازی های مشابه نظیر “فرقه ی اساسین” حرفی برای گفتن نداشت. با این وجود نگاه نو و تازه ی بازی به وقایع فرانسه و الهام از یک شخصیت واقعی باعث شده بود تا برای دیدن ادامه ی داستان و درگیر شدن با حال و هوای خاص آن بتوانید مشکلات بازی را تحمل کنید.

 

90c639

 

415382-the-saboteur-windows-screenshot-unleashing-macyhem-near-notre

 

 

بیایید پیش از آنکه خیلی دیر شود و زمان بگذرد، باور خود را از زنجیره ی واکنش‌های اتمی انفجاری به زنجیره‌ی واکنش عشق خداوندی دگرگون سازیم. عشق، عشق به خدا و سایر انسانها؛ این فرمول خداوند برای آرامش است.

ریچارد کاردینال کوشینگ

 

                                                                                                 نبرد های ماندگار

 

نبرد های مهم و معروف زیادی از جنگ جهانی دوم در بازی ها بازسازی شده اند که بازیبازان خاطرات زیادی از آن ها دارند. من هم سعی کردم چند نبرد مهم را در جنگ جهانی دوم به صورت مختصر برایتان معرفی کنم:

 

نبرد استالینگراد

این نبرد بزرگ بار ها در بازی ها و فیلم های مختلف به تصویر کشیده شده است و جزو یکی از تاثر گذارترین نبرد های جنگ جهانی دوم در ضعیف شدن آلمان ها است. هیتلر که برای تسلط بر جبهه ی شرق آماده شده بود چنان در استالینگراد زمین گیر شد که دیگر هرگز نتوانست قوای اش را باز یابد. پیشنهاد من بازی کردن این مرحله در قسمت اول ندای وظیفه است.

63037_110

 

نبرد نرماندی

نبرد نرماندی بزرگترین نبرد آبی-خاکی تاریح است که ارتش ۱۴ کشور جهان در آن شرکت داشتند. نیرو های متفقین در ششم ژوئن ۱۹۴۴ در کرانه ی نرماندی پیاده شدند و به آزاد سازی فرانسه ی اشغالی پرداختند. در ماموریت Operation Overlord در “مدال افتخار:یورش یکپارچه” یکی از زیبا ترین باز سازی ها از این نبرد بزرگ صورت گرفته است.

91018_800

 

نبرد برلین

یکی از آخرین نبرد های خونین جنگ جهانی دوم که به تدریج به فروپاشی ارتش آلمان و شکست نازی ها منجر شد. در این نبرد پیشروی ارتش شوروی و نابودی مدافعان آلمانی در نهایت به تصرف رایشتاگ در ۳۰ آپریل ۱۹۴۵ ختم شد. در مرحله ی “قلب رایش” در “ندای وظیفه:جهان در جنگ” می توانید با گوشه ای از روایت این نبرد همراه شوید.

 

Bundesarchiv_Bild_183-R77767,_Berlin,_Rotarmisten_Unter_den_Linden

 

 

نبرد میدوی

“نبرد میدوی”(Battle of Midway) بزرک ترین نبرد دریایی در اقیانوس آرام در جنگ جهانی دوم بود. این نرد که در دریا و آسمان جریان داشت در ۴ ژوئن ۱۹۴۲ آغاز شد و در سه روز، بیش از صد ها هواپیمای ژاپنی و آمریکایی از بین رفتند. اگر می خواهید حسابی در این نبرد غرق شوید بهتر است سراغ بازی Battlestations: Midway بروید.

71380-004-B4724C34

 

 

نبرد کورسک

نبرد “کورسک”(Kursk) یا نبرد تانک ها در تاریخ ۴ جولای ۱۹۴۳ آغاز شد و بیش از شش هزار تانک در آن حضور داشتند. به همین خاطر از این نبرد به عنوان بزرگترین نبرد زرهی تاریخ نیز یاد می شود. اگر اهل بازی آنلاین “دنیای تانک ها” هستید بهتر است به بخش نبرد های تاریخی اش سری بزنید.

kursk0

 

 

 

پایان

اشتراک گذاری در FaceBook اشتراک گذاری در Twitter google +
  1. parsa1378 می‌گه:

    اقا اشکان دمت گرم فوت العاده هست ایشالا همیشه از این چیزا برامون بزارییییییییییی